العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

131

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

گذشت و مادرش اسماء دختر ابو بكر بود . مؤلف - اينكه حضرت سجاد فرمود از خبر ابن زبير بيمناك و محزون هستم ممكن است مربوط بجنايات و جور و ستم خود ابن زبير بر آن حضرت و شيعيان باشد و احتمال دارد از ستم و جور حجاج و ديگران باشد كه او هم از لوازم شرارت وجود ابن زبير است و لفظ دعاء سؤال كه در اين روايت آمده با هم شايد از نظر معنا فرق داشته باشند كه دعا براى دفع ضرر است و سؤال براى جلب نفع است . جملهء فهل رايت . . . آيا ديده‌اى كه دعا شود و اجابت نباشد . منظور دعاى ائمه عليهم السّلام است كه آنان در مواردى دعاء ميكنند كه ارادهء حتميهء خداوند بر خلافش تعلق نگرفته باشد و يا منظور دعائى كه با شرائط اجابت باشد كه يكى از آن شرائط همين چيزى است كه گفته شد ( ارادهء حتميه خداوند بر خلافش نباشد ) همچنان كه در كتاب دعا تفضيلا گفته شده - و اما راجع به آن شخصى كه در برابر حضرت سجاد بود ظاهر اين است كه فرشته‌اى بوده كه بامر الهى به صورت بشر آمده و احتمال دارد كه واقعا بشر بوده يا حضرت خضر و يا الياس عليهم السّلام و اگر گفته شود كه حضرت سجاد افضل و اعلم از آنان است مانعى ندارد كه خداوند شخصى را به منظور تذكر و تنبيه و تسكين خاطر خدمت شخص بزرگتر و داناتر بفرستد همچنان كه بعضى از ملائكه را خدمت پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله ميفرستاد با اينكه رسول خدا ص قطعا افضل از آنها بود و يا فرستادن خضر نزد موسى عليه السّلام و اينكه حضرت اين مطالبى را كه آن شخص گفته ميدانست منافات با تذكر و تنبيه ندارد همچنان كه اكثر مصيبت‌زدگان مطالبى را كه بعنوان تسليت و همدردى به آنان گفته مىشود ميدانند ولى در عين حال همين تذكرات براى آنها مفيد است مخصوصا وقتى كه بدانند اين تذكرات از طرف خداوند و اين شخص از طرف خدا است - و گفته شده كه حضرت ترديد داشت در اينكه در حق ابن زبير دعا و نفرين بكند يا نكند و آيا اين دعا و نفرين مقرون برضاى الهى هست يا نه ؟ و چون از راه اين شخص و يا اين ملك و فرشته اذن و اجازه خداوندى بدست آمد حضرت هم نفرين و دعا كرد و مستجاب شد و از همين جهت بود كه خداوند مانع افكندن سنگ و منجنيق نشد همچنان كه در داستان ابرهه و فيل مانع شد ولى اينجا منجنيق را كه براى كشتن ابن زبير به كار ميرفت مانع نشد چون احترام امام عليه السّلام از كعبه بيشتر است . 2 - كافى . محمد بن يحيى . . . از مفضل از حضرت صادق عليه السّلام فرمود . خداوند متعال به حضرت داود وحى نمود . هر بنده‌اى از بندگان من كه جدا و واقعا با نيت خالص و قلب صادق مستمسك به من گردد و هيچ نظرى بمخلوق نداشته باشد اگر آسمان و زمين و آنچه در آنها است براى او مكر و حيله كنند من براى او راه نجات قرار مىدهم . و هر بنده‌اى از بندگان من كه در دلش توجه و اميد به غير من باشد و توسل بيكى از مخلوق بنمايد من اسباب و وسائل